تبليغاتX
سمت خدا
























سمت خدا

داشتن خدا جبران تمام نداشته هایم است ...

سلام به همه ی عزیزانی که همواره با این وبلاگ همقدم بوده اند .

از همه دوستانی که تشریف میارن دعوت میکنم به ادامه مطلب برن

 و قسمتی از درد دلهای خدای بزرگ را بشنون

و هرچی از دلشون برخاست

بدون کوچکترین کم و کاستی بر صفحه بنگارن

و دقایقی با خدا شون بی پرده ارتباط داشته باشه . التماس دعا

 

دوستان عزیز لطف کنن در این قسمت نظر خصوصی نزارن


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1391/02/18ساعت 23:54 توسط افشین فریدونی|

نخند...


به لباس کهنه ی کودکان خیابانی...

به سرآستین پاره‌ی کارگری که دیوارت را می‌چیند و به تو می‌گوید ارباب…

به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری…

به دستان پدرت...

به جاروکردن مادرت...

به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد...

به مردی که در بانک از تو می‌خواهد برایش برگه‌ای پرکنی...

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و درکوچه‌ها جار می‌زند...

نخند...!
نوشته شده در دوشنبه 1391/02/11ساعت 15:55 توسط افشین فریدونی|

هر گاه دلتان شکست دعا کنید،

زیرا دل نمی شکند مگر اینکه خالص شده باشد.

امام جعفر صادق(ع)


التماس دعا دارم

نوشته شده در یکشنبه 1391/02/10ساعت 12:36 توسط افشین فریدونی|

در عصر روز پنجشنبه مورخه 91/02/07 در سالن کنفرانس شهرداری نشستی با حضور شهردار محترم و رئیس شورای شهر هشترود و همچنین خبرگزاریهای منطقه برگزار گردید .

در این نشست صمیمی آقای اکبری رئیس شورای شهر با ارائه مفهوم واقعی شورا و توقعات مردم در حل مشکلات شهروندی ، خاطرنشان کرد : بهترین راهکار در پیشرفت منطقه ، همکاری مشترک مسئولین ذیربط از جمله فرمانداری ، شهرداری و شورای اسلامی شهر در امور آبادانی و توسعه شهرستان می باشد.

نشست شورا و شهردای هشترود

در ادامه جلسه شهردار محترم آقای موسوی بعد از تبریک روز ملی خلیج فارس و نکوداشت یاد و خاطره فعالان فرهنگی و پیشکسوتان عرصه رونق اقتصادی و علمی شهرستان ، عوامل زحمتکش و خدوم شهرداری را مورد تکریم قرار داد و از زیرمجموعه شورای شهر و شهرداری بعنوان نیروی کارآمد و وظیفه شناس و در عین حال قانع یاد کرد . ایشان با اشاره به کسب رتبه اخیر شهرداری هشترود در بین شهرداریهای استان افزودند یکی از اهداف مهم شهرداری ، ارائه خدمات در بحران هاست و سوابق کاری پرسنل نشان میدهد که به راحتی از عهده این مسئولیت خطیر برآمده است .


لطفا" به ادامه مطلب بروید

نوشته شده در شنبه 1391/02/09ساعت 9:7 توسط افشین فریدونی|

آرزویم برایت این است

که در میان مردمی که می دوند برای زنده بودن،

آرام قدم برداری برای زندگی!

صبور و محکم و در سکوت!

سکوتی که سرشار از حرفهای ناگفتنیست، که ارزش بسیاری از کلمات در نگفتن آنان است.

که گاهی هر چقدر هم تلاش کنی برای ثابت کردن خودت مردم معمولا" آنگونه که دوست دارند تو را خواهند دید نه آنچه که خود هستی، و نه واقعیت تو را!

پس آرام گام بردار با کوله باری از رویاها و افکار و خاطراتت و در خلوت خود همانی باش که می خواهی... گاهی ثابت کردن خود برای دیگران هیچ چیز به جز خستگی به دنبال نخواهد داشت.

لبخند بزن و درکنارشان آرام قدم بزن ... برای زندگی!

نوشته شده در جمعه 1391/02/08ساعت 20:37 توسط افشین فریدونی|

 

از ازل تاج شرافت را به زهرا داده اند

مهر تایید شفاعت را به زهرا داده اند

آل حیدر یک طرف زهرای اطهر یک طرف

پاسداری از ولایت را به زهرا داده اند

"شهادت حضرت فاطمه زهرا تسلیت باد"

نوشته شده در یکشنبه 1391/02/03ساعت 18:1 توسط افشین فریدونی|

دو چیز این جهان هستی افسونم میکند :

 

یکی آسمانی که می بینم و میدانم که نیست

 

دیگری

 

خدایی که نمی بینم ولی میدانم که هست ...

 

نوشته شده در دوشنبه 1391/01/28ساعت 15:23 توسط افشین فریدونی|

مرد سرت رو بالا بگیر از چی‌ خجالت میکشی ؟


خجالت را باید کسانی‌ بکشند که نان را از سفره تو دزدیده‌اند


و حساب بانکی شان را در کشورهای دیگر پر کردند .


خجالت را باید کسانی‌ بکشند


که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند


و غیر از ریا چیزی برای زندگی ندارند !

از غریبه

نوشته شده در یکشنبه 1390/12/28ساعت 16:46 توسط افشین فریدونی|

آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند

مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است.

یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز.


سال نو پیشاپیش بر همگان مبارک

نوشته شده در شنبه 1390/12/20ساعت 9:38 توسط افشین فریدونی|

قرآن مي‏فرمايد: هنگامي كه آن صداي بزرگ، گوش خراش، مهيب و تكان دهنده: «الصّاخّة» فرارسد همگان بيدار شده، پا به صحنة قيامت مي‏گذارند. اين صيحه و صداي مهيب چنان رعب‏آور و دهشتناك است كه برادر از برادر گريزان مي‏شود. همچنين از مادر، پدر، زن و فرزندان: «فإذا جاءت الصّاخّة يوم يَفرّ المرءُ مِن أخيه و أُمِّه و أَبيه و صاحِبَته و بَنيه» عبس/33ـ36

 روز انکدار قيامت روز تيره شدن است؛ زيرا ستارگان آسمان تيره مي‏شود: «و إذا النّجوم انكَدَرت» تكوير/2؛ [و آنگاه كه ستارگان تيره شوند]

روز محيط عذاب‏هاي آخرت از يك سو و يك جهت نيست، بلكه همه جانبه و از هر سوست. از اين‏رو قرآن از روزي كه چنان عذاب فراگير پديد مي‏آيد به عنوان «محيط» ياد كرده، مي‏فرمايد: «و إنّي أخافُ عليكم عذابَ يَومِ محيط» هود/84

بر شما از عذاب روزي مي‏ترسم كه از هر طرف شما را احاطه مي‏كند. البتّه احاطة عذابْ بر اثر احاطه گناهان است: «أحاطَتْ به خطيئته» بقره/81

نوشته شده در جمعه 1390/12/19ساعت 23:54 توسط افشین فریدونی|

 

حضرت علی (ع) در یکی از سخنرانی ها فرمودند:

به زودی پس از من زمانی خواهد رسید که در آن زمان چیزی پوشیده تر از حق و آشکارتر از باطل و رایج تر از دروغ بر خدا و پیامبرش نباشد .

نزد مردم آن زمان کالایی کم بهاتر از قرآن نیست ، وقتی که بخواهد به درستی خوانده شود . و کالایی رایج تر و فراوانتر از آن نیست ، آنگاه که بخواهند به صورت وارونه و به نفع دنیا طلبان معنایش کنند .

در آن ایام ، در شهرها ، چیزی ناشناخته تر از امر معروف و خیر و شناخته شده تر از منکر و گناه نیست .

آن مردم در اختلافات با یکدیگر و پراکندگی متحدند واز اتحاد و یگانگی روی گردانند .

گویا آنان خود را راهنمای قرآن میدانند نه قرآن را راهنمای خود ، از قرآن در میان آنان جزء نامی باقی نمانده و جزء خط و نوشته ای چیزی از آن نمیدانند ...

نهج البلاغه، قسمتی از خطبه ی 147

نوشته شده در دوشنبه 1390/12/15ساعت 23:28 توسط افشین فریدونی|

وفا نكردي و كردم ، خطا نديدي و ديدم


شكستي و نشكستم ، بُريدي و نبريدم

 


اگر ز خلق ملامت ، و گر ز كرده ندامت


كشيدم از تو كشيدم ، شنيدم از تو شنيدم

 


كي ام ، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب


ز چشم ناله شكفتم ، به روي شكوه دويدم

 


مرا نصيب غم آمد ، به شادي همه عالم


چرا كه از همه عالم ، محبت تو گزيدم

 


چو شمع خنده نكردي ، مگر به روز سياهم


چو بخت جلوه نكردي ، مگر ز موي سپيدم

 


بجز وفا و عنايت ، نماند در همه عالم


ندامتي كه نبردم ، ملامتي كه نديدم

 


نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل


ز دست شكوه گرفتم ، بدوش ناله كشيدم

 


جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي


چو گرد در قدم او ، دويدم و نرسيدم

 


به روي بخت ز ديده ، ز چهر عمر به گردون


گهي چو اشك نشستم ، گهي چو رنگ پريدم

 


وفا نكردي و كردم ، بسر نبردي و بردم


ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم ؟

 

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/24ساعت 15:42 توسط افشین فریدونی|

 

میخواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم

که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی یادت نمیرود باید عاشقی کنی

کاش من اینگونه عاشق بودم ..... ای کاش ...

شیوه عاشقی

 التماس دعا

نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/19ساعت 23:56 توسط افشین فریدونی|

نمی دونم تا حالا چقدر به یاد امام زمانمون بودیم !!!

نمی دونم ما بیشتر به یاد اماممون بودیم و برای فرجشون دعا کردیم !!!

یا ایشون به فکر و یاد ما بودند و برای ما به خاطر گناهانمون از خدا طلب آمرزش کردند !!!

نمی دونم ما که ادعای انتظار داریم بیشتر منتظر آقامون بودیم !!!

یا ایشون بیشتر منتظر بودند تا لحظه ای به یاد ایشان باشیم و برای فرجشان دعا کنیم ...

نمی دونم ما بیشتر برای فرج آقامون گریه کردیم !!!

یا آقامون به خاطر گناهامون برای ما !!!

نمی دونم ما چقدر با اون کسایی که امام حسین (ع) رو در صحرای کربلا تنها گذاشتند فرق داریم ؟؟!!

مگر نه اینکه اون ها هم امامشون رو تنها گذاشتند !!!!

مگر آن ها گناهی جز این داشتند !!!!!

نمی دونم آقامون مثل پدرشون علی سرشون رو توی کدوم چاه فرو می برند

و گریه می کنند ؟؟؟!!!

که صداشون به ما نمی رسه !!!

شاید هم می رسه ولی ما اهمیتی نمیدیم  !!!!

شاید ما که شب های جمعه منتظر ظهور آقامون هستیم !!!!

آقامون بیشتر منتظر ما باشند تا یاریشون کنیم !!!

و هزاران شاید مثل این ....


ای کاش ...

ای کاش می فهمیدیم که ما همان کسانی هستیم که باید زمینه ظهور آقا را فراهم کنیم .


ای کاش می فهمیدیم هیچ یک از اشک هایی که در محرم ریختیم قبول نیست اگه اماممان به خاطر ما و گناهانمان اشک بریزند.


ای کاش هر روز دقیقه ای را برای اماممان صرف می کردیم و حداقل برای اصلاح خودمون و فرجشون دعا می کردیم !


اللهم عجل لولیک الفرج

از دوست عزیزم منتظر

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/09ساعت 0:18 توسط افشین فریدونی|

خدای من !

 

من همانم که در خلوت از تو شرم نکردم

 

و در آشکارا هم رعایت تو را نکردم

 

منم صاحب مصیبت ها و ماجراهای بزرگ .

 

من همانم که به سرور خود جسارت کرده است ،

 

من همانم که جبار آسمان را نافرمانی کرده است ،

 

من همانم که زمینه معصیت خداوند جلیل را فراهم کردم .

 

من همانم که تو مهلتم دادی و به خود نیامدم ،

 

من همانم که تو مرا از چشم خود انداختی و اعتنا نکردم ،

 

تو آنقدر باصبوری ات مهلتم دادی و با پرده اغماضت گناهانم راپوشاندی

 

که گمان کردم از دیدن من پرهیز می کنی و از عقوبت گناهانم اجتناب

 

 می ورزی ،

 

انگار تو شرمسار منی ...

 

نوشته شده در دوشنبه 1390/11/03ساعت 21:33 توسط افشین فریدونی|


آخرين مطالب
» درد دلهای خدا با بنده اش
» نخند
»
» نشست خبری ریاست شورای اسلامی شهر و شهردار هشترود
»
»
»
»
» مطالبی در مورد نوروز از دکتر شریعتی
» روز قیامت از دیدگاه قران

Design By : Pichak